اثربخشی آموزش هوش معنوی بر بحران هویت نوجوانان دختر مناطق محروم شهر مشهد (منطقه کال زرکش)- سیده زهرا قائمی، محدثه خطاط
معنویت، از مهمترین نیازهای درونی افراد و متضمن تلاش آدمی برای معنادادن به زندگی و پاسخ به چراهای اساسی و بنیادی زندگی است. یکی از مسائل مهم در این زمینه پرداختن به سازه هوش معنوی است که با پاسخ به این سوالات اساسی و روشن کردن ارزش و معنای زندگی و جایگاه هر فرد در زندگانی خودش تأثیر قابل توجهی بر غلبه بر بحران هویت و رهایی از سردرگمیهای دوران نوجوانی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان اثربخشی آموزش هوش معنوی بر بحران هویت دانشاموزان دختر مناطق محروم مشهد است. این پژوهش با رویکردی کمی و روش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون و گروه کنترل به بررسی تأثیر آموزش هوش معنوی بر بحران هویت نوجوانان دختر در مناطق محروم پرداخته است. جامعه آماری کلیه نوجوانان دختر در یکی از مناطق محروم شهر مشهد و نمونه پژوهش 60 نفر از دانش آموزان دختر در منطقه کال زرکش بود که به صورت تصادفی انتخاب گردید و افراد در گروه های آزمایش و کنترل جایگزاری شدند و مورد آزمون قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات پرسشنامه بحران هویت احمدی (1376) مورد استفاده قرار گرفت که پایایی و روایی آن نیز تأیید شد. به منظور پاسخگویی به فرضیه پژوهش از تحلیل کواریانس تک متغیره استفاده شد. یافتهها حاکی از آن بود که میزان تفاوت نمرات گروه آزمایش و کنترل با اندازه تأثیر آموزش هوش معنوی نیز 506/0 است؛ بدین معنی که50 درصد واریانس نمرات کل باقیمانده، متأثر از آموزش هوش معنوی میباشد. همچنین، مقایسه میانگینهای نشان میدهد که میانگین بحران هویت دانشآموزان در گروه آزمایش و کنترل به ترتیب 96/37 و 16/47 میباشد که میتوان نتیجه گرفت آموزش هوش معنوی باعث کاهش بحران هویت دانش آموزان دختر کال زرکش میشود. با توجه به تفاوت بین نمرات گروه آزمایش و کنترل نتایج نشان داد که بحران هویت متأثر از آموزش هوش معنوی است و آموزشهای هوش معنوی باعث کاهش میزان بحران هویت میشود.
کلمات کلیدی : بحران هویت، هوش معنوی، نوجوانی، هویت یابی، مناطق محروم، نیمه آزمایشی